گلشیفته فراهانی ستاره سینمای ایران

لطفاً برای بهتر دیدن صفحه تبلیغ را پس از

این که کاملاً صفحه باگذاری شد ببندید


دو سیم کارت در یک گوشی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

وزارت اطلاعات تکثیر غیرقانونی «سنتوری» را پی‌گیری می‌کند

تاریخ : دوشنبه 29 بهمن ماه سال 1386

به گفته دبیر «ستاد مبارزه با تکثیر و توزیع غیر مجاز محصولات سینمایی»، مکاتباتی با دادستانی، نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات برای پیگیری موضوع تکثیر غیر مجاز فیلم«سنتوری» انجام شده است. ابراهیم داروغه‌زاده‌ گفت: در راستای فعالیت‌های بسیار خوبی که درنیروی انتظامی، قوه قضائیه و اتحادیه تهیه کنندگان در یکسال گذشته و در تعامل با معاونت امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای مبارزه با سرقت فیلم های سینمای ایران داشته‌اند، برخورد با عوامل تکثیر و توزیع غیر مجاز فیلم سینمایی «سنتوری» را در جهت احقاق حقوق مادی و معنوی تهیه‌کنندگان و کارگردان محترم فیلم مذکور از یکسو و مدیریت سینمای کشور و کلیت سینمای ایران از سوی دیگر، با شدت و حدت تمام از طرف ستاد مبارزه با تکثیر و توزیع غیر مجاز محصولات سینمایی ادامه خواهیم داد.
دبیر ستاد مبارزه با تکثیر و توزیع غیر مجاز محصولات سینمایی و سمعی و بصری ادامه داد: با فعالیت این ستاد در معاونت امور سینمایی و سمعی و بصری در یک سال گذشته امنیت خاطر قابل قبولی برای اهالی خوب و صبور سینمای ایران ایجاد شده بود که متأسفانه با توزیع غیر مجاز فیلم «سنتوری» که از طریق یک فعالیت اینترنتی خارج از کشور انجام شده بود، این فضای امن بار دیگر از سوی دشمنان سینمای ایران تهدید شده است و وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، نیروی انتظامی و قوه قضائیه وظیفه خود می‌دانند که با عوامل این حرکت ناشایست ضدفرهنگی تا احقاق حقوق همه خسارت‌دیدگان اعم از تهیه کنندگان و عوامل فیلم و همچنین مدیریت سینمای کشور، مردم و مهم‌تر از همه، حریم فرهنگی کشور، برخورد قاطع نمایند.
وی تصریح کرد: در همین راستا مکاتباتی از طرف دبیرخانه ستاد با دادستانی و نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات انجام شده است که موضوع از طرف این عزیزان در حال پیگیری است.
داروغه‌زاده افزود: خوشبختانه با هوشیاری و عنایت همکاران در پلیس امنیت نیروی انتظامی و اتحادیه تهیه کنندگان تاکنون توانسته‌ایم از تکثیر و توزیع گسترده این فیلم در سطح کشور تا میزان زیادی جلوگیری نمائیم.
وی در پایان به فارس گفت: امیدواریم با کمک و همیاری تمامی دست‌اندرکاران و همچنین اصحاب رسانه و مطبوعات و اهالی خوب سینما، این مشکل با حداقل خسارت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به شکل قابل قبولی حل و فصل شود.

--------------------

منبع خبر : فارس

--------------------

نامه علیرضا داودنژاد درباره قاچاق سی‌دی «سنتوری»

تاریخ : دوشنبه 29 بهمن ماه سال 1386

«داریوش مهرجویی را بسیاری از ما می‌شناسیم و می‌دانیم که فیلم‌سازی پیشگام و اثرگذار و تعیین‌کننده در شکل‌گیری سینمای ملی ایران بوده است. او فیلم "گاو" را در شرایطی تولید کرد که سینمای ایران در زیر تسلط کلیشه‌های وارداتی پرپر می‌زد و حیات زنده و جاری ما ایرانیان به‌ندرت فرصت می‌یافت که رد پایی بر آثار سینمایی کشور برجا بگذارد.»
علیرضا داودنژاد در ادامه‌ی یادداشتهایش پیرامون شگردشناسی دشمنان سینمای ایران، همزمان با عرضه‌ی نسخه‌ی قاچاق "سنتوری"  آورده است:« آیا سینمای ایران دشمن دارد؟ چه کسی دشمن سینمای ایران است؟ علت این دشمنی چیست؟
آن‌چه را می‌توان دشمنی با سینمای ایران خواند بیش از آن‌که ناشی از امیال و اراده‌های شخصی باشد، وابسته به گرایشاتی است که در حوزه "قدرت" به مفهوم معاصر آن قابل تعریف است. نفس قدرت امری گریزپا و معمولا به دور از دسترس عقل پژوهشگر است و آن‌چه را ما در قلمرو واقعیات‌ روزمره می‌توانیم به معاینه دریابیم، بیشتر مربوط به نحوه موضع‌گیری در مقابل قدرت و شیوه‌های برخورد با آن است. مثلا در ایران رویکرد اغلب حاکمان به موضوع قدرت حاکی از گرایش آن‌ها به سلب اختیار از اراده عمومی و انحصار قدرت به صورتی متمرکز در دست پادشاه بوده است؛ و این درست برعکس آن‌چیزی است که ما در بعد از انقلاب از امام (ره) دیدیدم و آن تمایل به توزیع قدرت در بین همه آحاد ملت بود. این امام (ره) است که فردیت انسانی را در گرو باور او به استقلال وجودی از دیگران می‌داند و کلید این استقلال را در عبودیت برای خداوند یکتا تعریف می‌کند.»
این کارگردان معتقد است: «در واقع اراده‌های میلیتاریستی که از مالکیت کمپانی‌های اسلحه‌سازی نشأت می‌گیرند و منافع خود را در آتش‌افروزی و سلطه‌جویی به دست می‌آورند جهان را در انحصار تصمیمات و علایق خود می‌خواهند و "باید" و "نباید"‌های حاکم بر مناسبات انسانی را بر همین پایه طراحی، تعریف و ترویج می‌کنند. گرایش قدرت‌های میلیتاریستی به‌غلبه بر امر "سفارش" در تولیدات فرهنگی از همین خاستگاه سرچشمه می‌گیرد. آن‌چه "چارلی چاپلین" را در آمریکا مغضوب قدرت‌های انحصارطلب کرد، آزادگی این هنرمند و گرایش او به احترام برای بنی‌ نوع بشر بود. چنان‌که "براندو" نیز در هالیوود مغضوب واقع شد، چراکه از تنوع فرهنگی دفاع می‌کرد و ضمن مخالفت با براندازی فرهنگ‌های بومی با کلیشه‌های جعلی میلیتاریستی در معارضه و کشمکش بود.»
داودنژاد نوشته است: «برای پی‌بردن به راز تولد و مرگ سینماهای ملی در همه‌جای جهان می‌توان از همین زاویه به ماجرا نگریست. آن‌چه سینما می‌تواند در حوزه‌های فرهنگی انجام دهد و با اغراض جهان سلطه در تعارض است، راه‌دادن به حیات واقعی تاریخی ملت‌ها در قلمرو تولید کالاهای فرهنگی است.
ملتی که بتواند آدم‌ها، روابط، برخوردها، حوادث و جریانات بومی خود را به طرزی زنده در آثار دیداری شنیداری بازسازی و ثبت نماید و نظام ارزشی خود را نه فقط در قالب‌های نظری و فلسفی بلکه به‌صورت عمل زنده فردی و اجتماعی ارایه نماید، در واقع گرمای حیات انسانی را ضمانت تأثیرگذاری و بقاء و دوام فرهنگی خود قرار می‌دهد و به این ترتیب بدیهی است که دشمنی سلطه‌جویان را برمی‌انگیزد و محکوم به مبارزه‌ای تمام‌عیار و همه‌جانبه و همیشگی با توطئه‌های آشکار و پنهان سلطه‌گران و سلطه‌مداران می‌شود. اگر کسانی هستند که این‌گونه توطئه‌ها را درنمی‌یابند بهتر است نگاهی به تاریخ بیندازند و به عیان مشاهده کنند که چگونه سینماهای بومی و ملی در شمال آفریقا و کشورهای خاورمیانه تا ترکیه و ایران پامی‌گیرد و به محض رونق و تلألو توسط حکومت‌ها و مدیریت‌های وابسته به مسیر رکود و ورشکستگی و انقراض کشانده می‌شود.»
داودنژاد آورده است: «گرایش به تمرکز و انحصار در قدرت هیچ‌ پایگاه مستقلی را در قلمرو تولید فرهنگی تاب نمی‌آورد. مگر آن‌که آن را با لطائف‌الحیل به انفعال و تقلید بکشاند و از این طریق محصولات آن را خنثی، بی‌اثر و محروم از مخاطب کند.
وادارکردن دولت‌ها، جناحات و مدیریت‌های وابسته به ورشکست‌کردن تولید فرهنگی داخلی و راه بازکردن برای محصولات وارداتی چاره ناگزیری است که جهان سلطه پیشاروی خود می‌یابد و برای دسترسی به آن از هیچ‌گونه تلاش، سرمایه‌گذاری، بی‌رحمی و توطئه فروگذاری نمی‌نماید.»
داودنژاد بیان کرد: «خانه‌نشین‌کردن‌ نیروهای خوش‌قریحه و متخصص و خلاق، جدایی‌انداختن بین زندگی بومی و فیلم داخلی، سخت‌کردن امر تولید فیلم، کاهش پشتیبانی رسانه‌ای و تبلیغاتی، عقب‌ نگاه‌داشتن سخت‌افزاری، واگذار کردن بازارهای ویدئویی و تلویزیونی و ماهواره‌ای به آثار خارجی و بالاخره غلبه‌بخشیدن به سلطه فیلم‌های خارجی در تالارهای نمایش داخلی روندی قابل شناسایی است که برای به زمین ‌زدن هنر و سینما در هر کشور مبتکر و خلاقی توسط سلطه‌جویان طراحی و اعمال شده و می‌شود.»
این کارگردان معتقد است: «ملتی که آوای خوش ندارد، به زیبایی سخن نمی‌گوید، رویاهای شیرین و دست‌یافتنی نمی‌آفریند، نور و سایه روشن و رنگ نمی‌فهمد، طراحی و معماری نمی‌شناسد و بالاخره از ایجاد تنوع در آیین‌های اجتماعی عاجز است، به فقر هنری و فرهنگی مبتلا می‌شود و چاره‌ای جز انفعال و تقلید و تسلیم در مقابل سلطه‌جویان پیدا نمی‌کند.
به این ترتیب ما می‌توانیم عملکرد افراد، گروه‌ها و مدیریت‌ها را در شیوه برخورد آن‌ها با تولید کالاهای فرهنگی داخلی ارزیابی کنیم و عواقب و آثار این عملکردها را در ارتباط با منافع و مصالح ملی بسنجیم و دربیابیم.»
کارگردان مصائب شیرین نوشته است: «آیا جریاناتی که فیلم‌سازان نخبه ما را نشانه می‌گیرند و بی‌اعتنا به شخصیت، عواطف و عمر محدود آن‌ها برای خدمت به سرزمین خویش هرگونه ضربه‌ای را نثار روح و روان و داشته‌های آ‌ن‌ها می‌نمایند، در جرگه دشمنان هنر و فرهنگ این سرزمین تعریف نمی‌شوند و دانسته و نادانسته آب به آسیاب قدرت‌های سلطه‌جو نمی‌ریزند و در جهت براندازی فرهنگی این مملکت گام برنمی‌دارند؟ داریوش مهرجویی را بسیاری از ما می‌شناسیم و می‌دانیم که فیلم‌سازی پیشگام و اثرگذار و تعیین‌کننده در شکل‌گیری سینمای ملی ایران بوده است. او فیلم "گاو" را در شرایطی تولید کرد که سینمای ایران در زیر تسلط کلیشه‌های وارداتی پرپر می‌زد و حیات زنده و جاری ما ایرانیان به ندرت فرصت می‌یافت که رد پایی بر آثار سینمایی کشور برجا بگذارد.
"هالو"، "دایره مینا"، "اجاره‌نشین‌ها"، "هامون"، "پری"، "سارا"، "لیلا"، "مهمان مامان" نمونه‌هایی دیگر از آثار این فیلم‌ساز یگانه سینمای ایران است که هر کدام خشتی ماندگار از بنای انکارناپذیر سینمای ملی ما را ساخته و برجا گذاشته است.»
کارگردان "نیاز" افزود: «ما اکنون می‌شنویم که داریوش مهرجویی، بعد از ناکام ‌ماندن از نمایش آخرین فیلم خود در سالن‌های سینمای کشور امروز باید شاهد باشد که دار و دسته‌های تبهکار و جانی همان فیلم را به تاراج می‌برند و با انتشار ویدیویی قاچاق آن می‌روند که به بهره‌برداری‌های میلیاردتومانی دست پیدا کنند و به دست خالی مهرجویی و دیگرانی که برای تهیه این فیلم از جان و مال مایه گذاشتند، بخندند.»
داودنژاد آورده است: «شنیدن این خبر چه احساسی را در شما برمی‌انگیزد و چه اندیشه‌ای را از ذهنتان عبور می‌دهد؟
آیا نحوه برخورد هریک از ما با چنین ماجراهایی نمی‌تواند پرده از نیت‌مان نسبت به مصالح و منافع ملی کشورمان بردارد؟ ضربه ‌زدن به یک هنرمند بی‌بدیل و یک استاد کم‌نظیر در حوزه فرهنگ ایران زمین چه کسانی را غمگین و چگونه افرادی را شاد می‌کند؟ آیا امکان دفاع جدی و مستمر از سینمای ایران وجود ندارد؟ ما برای بازگرداندن ده‌ها میلیون مخاطب به تاراج رفته توسط فیلم‌های ویدیویی و ماهواره‌یی خارجی به بازار محصولات داخلی چه راه‌ و رسمی را در پیش گرفته‌ایم؟ آیا در جهان امروز اسلامی‌تر از سینمای ایران سینمایی وجود دارد؟!»

---------------------

منبع خبر : ایسنا

---------------------

ابتکار روزنامه اعتماد ملی حمایت مردمی از سنتوری

تاریخ : یکشنبه 28 بهمن ماه سال 1386

سلام .

بچه ها خواهشی از شما دارم . لطفاْ متن زیر را با دقت بخوانید و شما از این شاهکار سینما حمایت کنید و در ضمن حتماْ فیلم را ببینید .

ابتکار روزنامه اعتماد ملی حمایت مردمی از سنتوری

فاجعه قاچاق «سنتوری» آخرین ساخته داریوش مهرجویی همچنان نقل محافل است و واکنش تند سینماگران را در پی دارد. روز گذشته ایده‌ای در گروه «ادب و هنر» اعتماد ملی شکل گرفت مبنی بر اینکه هرکس طی روزهای اخیر سی‌دی یا DVD «سنتوری» را به شکل غیرقانونی خریداری کرده، مبلغی به حساب تهیه‌کننده این فیلم واریز کند. یادمان هست که کارگردان این فیلم و موکلش اعلام کرده بودند خریدن این سی‌دی شرعا حرام است. همچنین طی ماه‌های گذشته بسیاری از سینماگران، فعالان و مسوولان فرهنگی این کار را تقبیح کرده و آن را به‌مثابه نوعی «سرقت» دانسته بودند. از این رو خریداران سی‌دی «سنتوری» که به واسطه همین سی‌دی این فیلم را دیده‌اند برای آنکه در «سرقت» و «قاچاق» سهیم نباشند می‌توانند بهای بلیت آن را به شماره حساب مشترک تهیه‌کننده و کارگردان فیلم واریز کنند. این ایده روز گذشته ابتدا با داریوش مهرجویی (کارگردان «سنتوری») و در ادامه با فرامرز فرازمند (تهیه‌کننده آن) در میان گذاشته شد. مهرجویی و فرازمند، هم از این ایده استقبال کردند و هم نگران بودند. استقبال آنها از این جهت بود که معتقد بودند این حرکت باعث وحدت سینماگران می‌شود، اما نگرانی‌شان از آن بابت بود که می‌گفتند مبادا طرح این ایده به معنای «محتاج بودن» آنها تلقی شود. نهایتا هر دو ضمن موافقت با این ایده، اعلام کردند که عواید احتمالی آن صرف امور خیریه خواهد شد. مهرجویی در این باره به اعتماد ملی گفت: «من شخصا با این ایده موافقم. ژست قشنگی است و یک نوع وحدت و همدلی را می‌رساند. ما می‌توانیم شماره حسابمان را اعلام کنیم، ولی امیدوارم مردم عزیز در جریان باشند که ما محتاج نیستیم و هرچه به حسابمان واریز شود، صرف امور خیریه می‌شود.» فرازمند هم که قاچاق سی‌دی «سنتوری» را «ضربه به سینمای ایران» می‌دانست، گفت: «اینجا مساله پول در میان نیست. ما باید به ضربه روحی فکر کنیم که به مهرجویی و بقیه عوامل فیلم وارد شده است. بحث من این است که می‌گویم اگر قرار بود سنتوری اکران نشود، چرا پروانه ساخت دادید؟!» او همچنین درباره ایده گروه «ادب و هنر» اعتماد ملی اضافه کرد: «من قبلا هم گفته بودم که اگر «سنتوری» فروش داشت 50 درصد آن را صرف امور خیریه می‌کنم. حتی می‌توان صرف کمک به زحمتکشان و فعالان عرصه سینما کرد که نیازمند یاری هستند. به هر حال شخصا با این ایده موافقم و اعلام می‌کنم که عواید احتمالی این طرح را صرف امور خیریه می‌کنیم.» فرازمند در ادامه به درخواست خبرنگار اعتماد ملی، حساب مشترک خود و مهرجویی را اعلام کرد. این حساب مشترک به نام «داریوش مهرجویی و فرامرز فرازمند» و از این قرار است: 0116407795 (بانک تجارت شعبه چهارراه پارک کد 032).
همان‌طور که کارگردان «سنتوری» گفته، این طرح می‌تواند قبل از هر چیز به همدلی و وفاق در سینما خصوصا سینمای فرهنگی و مستقل بینجامد؛ شاید مبلغ 1000 یا 1500 تومان بهای یک بلیت که از سوی خریداران این سی‌دی یا بینندگان آن به حساب تهیه‌کننده و کارگردان آن واریز می‌شود، مبلغ چندانی نباشد و همگان، حتی آنهایی که این سی‌دی را نخریده‌اند، مایل به همراهی با این طرح باشند، اما باید بدانیم که عواید این حرکت بیش از هر چیز به ثبات سینمای مستقل کمک کرده و ضربه‌ای که به این سینما خورده را جبران می‌کند. تاکید می‌شود همان‌طور که کارگردان و تهیه‌کننده «سنتوری» متذکر شده‌اند این حرکت برای کمک مالی به آنها نیست؛ بلکه هدف از آن، یادآوری پدیده زشت «قاچاق» است.

ادامه فیلمبرداری "تردید"، بعد از عید

تاریخ : یکشنبه 28 بهمن ماه سال 1386

یکی از عوامل فیلم گفت در مورد ادامه فیلمبرداری پروژه «تردید» گفت: بخشی از مراحل تولید پروژه قبل از شروع سال جدید ادامه می‌یابد اما شروع فیلمبرداری مجدد پروژه در بهار سال آینده خواهد بود.
 ادامه فیلمبرداری «تردید» با بازنگری در داستان فیلم و تغییر فصل آن همراه خواهد بود و تعدادی از عوامل فنی فیلم نیز تغییر خواهند کرد.
بهرام رادان، محمدرضا فروتن، ترانه علیدوستی، بیتا فرهی، جمشید هاشم‌پور، مهتاب کرامتی، سعید نورالهی، جمشید مشایخی و داود رشیدی از بازیگران «تردید» هستند.
«تردید» دومین فیلم سینمایی واروژ کریم مسیحی پیش از «پرده آخر» است که 17 سال پیش ساخته شد. این فیلم درنهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، نامزد دریافت 14 سیمرغ بلورین بود که 8 سیمرغ را به خود اختصاص داد.
واروژ کریم مسیحی اوایل پائیز به علت خون‌ریزی معده و عوارض ناشی از این موضوع در بخش مراقبت‌های ویژه‌ بیمارستان آراد بستری شده بود.

ظاهراً فیلم ((زاد و بوم)) با حضور بهرام رادان کلید می خورد

تاریخ : پنجشنبه 25 بهمن ماه سال 1386

 

سلام !

فیلم زاد و بوم (لاک پشت ها) با بازی بهرام جلوی دوربین خواهد رفت و طفلی بهرام مجبور شده برای بازی تو این فیلم موهاشو کوتاه کنه .

داریوش مهرجویی: فیلم را سریع اکران کنید

تاریخ : پنجشنبه 25 بهمن ماه سال 1386

سی دی قاچاق سنتوری هم به بازار آمد
با اینکه چند ماهی می شد دیگر خبری از عرضه سی دی قاچاق فیلم های اکران نشده ایرانی نبود، اما ورود نسخه قاچاق فیلم «سنتوری» ساخته داریوش مهرجویی به بازار، نشان از فعالیت دست هایی برای ضربه زدن به سینمای ایران دارد. عرضه نسخه قاچاق فیلم تحسین شده داریوش مهرجویی، تیر خلاصی است بر تمامی رایزنی ها و صحبت هایی که برای حل مشکل اکران این فیلم صورت گرفته بود. «سنتوری» فیلمی است که با پروانه وزارت ارشاد ساخته شد و بعد از جشنواره فجر به نمایش درآمد. اما چند روز مانده به اکران عمومی با وجود داشتن پروانه نمایش، از اکرانش به دلایلی نامعلوم جلوگیری کردند. اما حالا فیلم دارای پروانه نمایش از وزارت ارشاد دست به دست می چرخد و خیلی ها که شاید در سال پایشان هم به سینما نرسد، این فیلم را تماشا می کنند. تنها اتفاقی که در این میان رخ می دهد، بر باد رفتن میلیون ها تومان سرمایه تهیه کننده یی است که تنها بازنده این آشفته بازار خواهد بود. داریوش مهرجویی درباره جلوگیری از نمایش «سنتوری» به اعتماد گفت؛ «در جریان جلسه یی که قبل از سوم مرداد برگزار شد، آقای جعفری جلوه به شخصه صرفاً به خاطر سلیقه و خواست خودش تصمیم گرفت جلوی نمایش این فیلم را بگیرد. الان تکنولوژی جدید نمایش طوری است که فقط منوط به سالن نمایش سینما نمی شود و یک فیلم وقتی ساخته می شود، امکانات متعدد برای پخش و نمایش آن وجود دارد. یکی از اینها همین مساله سی دی است که همه می دانیم چه بلایی به سر سینما آورده است. آن زمان گفتم اگر این کار را بکنید خواه ناخواه روزی سی دی قاچاق و دی وی دی فیلم بیرون می آید. فیلم وقتی از لابراتوار بیرون آمد دیگر سرنوشتش دست ما نیست. فیلمی که 10 بار در جشنواره روی پرده می رود و در محافل مختلف نمایش داده می شود، معلوم است که دیگر سرنوشتش دست ما نیست و نسخه یی از این فیلم بالاخره یک جور به بیرون راه پیدا می کند.»مهرجویی درباره نحوه ورود «سنتوری» به بازار قاچاق گفت؛ «همین یکی، دو روز گذشته این اتفاق افتاده است. گویا از جایی درز پیدا کرده و آن را فروخته اند. یک سًرور ایرانی در روسیه که قاچاق فیلم می کند این فیلم را به طور قاچاق وارد اینترنت کرده است. همین سرآغاز ورود سی دی قاچاق فیلم شده و جالب اینکه «سنتوری» از ایران به بیرون فرستاده شده است یعنی فیلم بدون زیرنویس بوده و رفته آنجا و بعد آنها کادرش را عوض کرده و یک زیرنویس جدید برایش گذاشته اند.» مهرجویی درباره تصمیماتی که باعث جلوگیری از اکران فیلمش در ایران شد، معتقد است؛ «باعث تاسف است که چنین تصمیماتی گرفته می شود و لطمه بزرگی به سینما می زند. آن هم درباره فیلمی که می توانست خیلی معقول و درست روی پرده بیاید و اکران شود. همان طور که در جشنواره به نمایش درآمد و هیچ کس درباره اش حرفی نزد.» مهرجویی درباره سرنوشت فیلمش می گوید؛ «سرنوشت «سنتوری» هم اکنون در دست ارشاد است. آنها باید اقدامی سریع انجام دهند و زمینه اکران فوری فیلم را فراهم کنند. لازم است یک درخواست همگانی از جانب فیلمسازان به ارشاد و آقای جعفری جلوه ارسال شود که این فیلم را هر چه سریع تر اکران کنند. سود این فیلم می بایست به سرمایه گذاران آن، تهیه کنندگان، پخش کنندگان و سینماداران برسد. پخش کننده این فیلم حدود 50 کپی از فیلم را برای سینماها فرستاد، کلی تبلیغات کرد و پوستر و بیلبورد چاپ کرد، ولی یکباره جلوی نمایش آن را گرفتند. ما هنوز پروانه نمایش داریم و این پروانه هنوز لغو نشده. هنوز هیچ نامه کتبی به دست ما نرسیده که از نمایش این فیلم خودداری کنید. ما فقط به احترام وزارت ارشاد فیلم را اکران نکردیم.» مهرجویی در ادامه درباره اقداماتی که برای حل مشکل این فیلم انجام داده، گفت؛ «ما چند هفته پیش نامه یی به مقامات کشور نوشتیم و تمام ماجرا را توضیح دادیم. گفتیم که چه اجحافی به این فیلم شده است.گفتند که بروید گزارش جامعی از فیلم تهیه کنید. حاج آقا رفیعا هم که مسوول رسیدگی به این قضیه بود، رفتند و این گزارش را از ارشاد و فارابی و دیگر دستگاه های مربوط تهیه کردند. نتیجه گزارش آنها نامه اعتراض آمیز ما را تایید کرد و حق را به ما دادند. حتی من شنیده ام که وزارت اطلاعات هم با این فیلم موافق است و دائم از ما می پرسند چرا سنتوری اکران نمی شود. اما آقای جعفری جلوه هیچ اقدامی انجام نمی دهد.»مهرجویی در پایان اعلام کرد که هم اکنون با اقداماتی که از سوی نیروی انتظامی و با هماهنگی آقای فرحبخش انجام شده، تا حدودی جلوی پخش این سی دی را گرفته اند. او از همه کسانی که برای کارهایش احترام قائلند درخواست کرد که سی دی قاچاق «سنتوری» را خریداری نکنند و مال دزدی به خانه شان نبرند.هنوز وزارت ارشاد و معاونت سینمایی هیچ گونه موضعی درباره جلوگیری از عرضه غیرقانونی سی دی فیلم «سنتوری» اتخاذ نکرده اند.

--------------------------

منبع: اعتماد -  نگار باباخانی

--------------------------

((سنتوری)) دوست داشتم تو سینما ببینمت !

تاریخ : چهارشنبه 24 بهمن ماه سال 1386

دوباره سلام !

باید یه خبر دردناک رو بهتون بدم . هر چند ممکنه خودتون بدونید .

شاهکار مهرجویی (سنتوری) با بازی شاهکار بهرام رادان بین مردم پخش شده و داغ دیدن سنتوری را در سینما روی دلمان گذاشته .

عده ای معتقدند این امر توسط مسئولین جشنواره به خاطر اعتراض استاد مهرجویی به بی نظمی جشنواره بوده .

منبع : اینور - اونور

اختتامیه جشنواره ی فجر امروز برگزار خواهد شد

تاریخ : دوشنبه 22 بهمن ماه سال 1386

سلام .

امروز اختتامیه ی جشنواره ی فجر ساعت ۳۰/۶ در تالار وحدت برگزار می شه و من هم می خواهم بروم تا شاید رد پایی از بهرام رادان پیدا کنم .

و در آخر می خواستم بگویم که من یادداشتی درباره ی یه چیزی نوشتم که می توانید یه این آدرس بروید و بخونید :

 ایران سینما باران کوثری

 

سیمرغ های بهرام رادان کجا هستند ؟

تاریخ : جمعه 19 بهمن ماه سال 1386

بهرام رادان سیمرغ هایش را در بالاترین نقطه ی خانه اش یعنی روی بوفه گذاشته زیرا خودش هم در سینما در بالاترین نقطه قرار دارد . او گاهی نیم نگاهی هم بهش می کند . اما بد نیست بدانید او شبی که سیمرغ گرفت هیچ خوابی ندید ولی وقتی صبح بیدار شد و چشمش به سیمرغ افتاد ، تازه یادش افتاد که دیشب توی تالار وحدت سیمرغ بهترین بازیگر مرد را گرفته است . اما داستان سیمرغ دومی کمی جالب تر و خاطره انگیزتر است ؛ مخصوصاً برای خودش . رادان سال گذشته به خاطر بازی در نقش علی سنتوری در فیلم ((سنتوری)) مهرجویی سیمرغ بهترین بازیگر مرد را گرفت تا همه ی حرف و حدیث ها درباره ی توانایی بازیگری او به اتمام برسد . او از گرفتن این سیمرغ بسیار خوشحال شده ولی خیال می کند این آخرین سیمرغ او در عرصه ی بازیگری است ؛ البته این سیمرغ کمی برایش غم انگیز است به خاطر این که مردم سنتوری را ندیده اند . این سیمرغ دوم هم روی بوفه کنار سیمرغ اول جا خوش کرده است . او اگر سیمرغ دیگری را هم بگیرد چیدمان تغییری نمی کند و همه در بالای بوفه به صف می شوند . رادان در کل آدم دست و دلبازی است ولی هنوز تصمیم نگرفته سیمرغش را به چه کسی هدیه بدهد (احتمالاْ به من هدیه می دهد) . اما اگر دزد به سراغ سیمرغ بهرام رادان برود فکر می کنید چه کار می کند ؟ هیچی بی خیال قبلی ، می رود یک سیمرغ دیگر از جشنواره می گیرد تا جای سیمرغ دزدیده شده بگذارد ؛ به همین سادگی !

----------------------------

منبع : همشهری جوان (با تصرف)

----------------------------

نشست خبری کنعان برگزار شد

تاریخ : چهارشنبه 17 بهمن ماه سال 1386

بازم سلام ...

همون طور که بیشتر شما خبر دارید نشست خبری کنعان بر گزار شد و من هم رفتم .

سهم من از نشست خبری کنعان فقط یک عکس کج و کوله بود از محمدرضا فروتن و البته دیدن بازیگرانی از جمله ترانه علیدوستی - افسانه بایگان - شیرین بینا - فرزاد حسنی و هنرمندانی مانند : مانی حقیقی - امیر قادری (البته باهاش دست هم دادم .) - علی معلم و ... .

می خواهید بپرسید پس بهرام چی شد ؟ من هنوز اصل ماجرا را نگفتم .

وقتی می خواستم برم سینما صحرا اول یه زنگ زدم و پرسیدم که بهرام میاد یا نه ؟ گفتند ممکنه بیاد ولی هنوز نیومده .

وقتی رسیدم اونجا دوباره زنگ زدم گفتند که قراره بیاد ولی هنوز نیومده . وقتی اینو شنیدم از حوشحالی می خواستم تو اون سرما آسفالت خیابونو گاز بزنم .

ولی وقتی کلی اونجا الاف شدم تو سرما و دیدم نیومد نا امید شدم تا این که نمایش فیلم تموم شد و همه ریختند بیرون .

همون جا از بیرون وایساده بودم و از در شیشه ای داشتم اونورو نگاه می کردم که یک دفعه چشمم به یه قیافه ی آشنا افتاد که داشت با تلفن حرف می زد .  یه خورده فکر کردم دیدم اونو تو خیلی از عکسا با بهرام دیدم .

می خواید بدونید کی بود ؟ او کسی نبود جز علیرضا باذل (دایی باذل) . البته من به طور حتمی نمی دونستم که دایی باذله ولی از قبل حدس می زدم چون اونو تو خیلی از عکسا کنار بهرام دیده بودم .

می خواستم این حدسو به یقین تبدیل کنم و وقتی اومد بیرون رفتم جلو و گفتم : ببخشید آقای باذل ؟ (به نظرم یه خورده جا خورد) و گفت : بله . (خودم هم باورم نمی شد ولی به خاطر اینکه مطمئن شم خودشه ازش برسیدم) : شما مدیر برنامه ی آقای رادان هستید ؟ گفت بله . گفتم : من از آشنایان آشناهاشون هستم و بعد با عجله برسیدم که : چرا آقای رادان خودشون نیومدن ؟ گفت : تهران نیستن . بعد یه برگه ای که توش شمارمو و آدرس وبلاگ و ایمیلمو نوشته بودم بهش دادم که بده به بهرام و او هم گفت : چشم جتماْ و بعد خداحافظی کردم .

اون قدر خوشحال بودم که حواسم به بعضی چیزها نبود . حدوداْ نیم ساعت بعد وقتی تو ماشین نشسته بودم و داشتم میومدم خونه ۳۰/۱۲ نصف شب (یا بامداد) یه دفعه گفتم : اَه دیدی چی شد ؟ یادم رفت از علیرضا باذل عکس بگیرم برای وبلاگم .

خلاصه این بود ماجرای دیشب .

منم الآن همچنان منتظر زنگ زدن بهرام و بازدید از وبلاگم توسط ایشون هستم .

راستی اینم چند عکسی که می تونید داییو در کنار عمو ببینید :

و اینم چند عکس از نشست خبری کنعان :

لطفاْ نظر بگذارید .

بای .

1 2 >>